محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

753

آثار عجم ( فارسى )

مرغوب ؛ و توليت آنها ، به سادات دستغيب بوده ؛ ولى ديگران ، به مرور و دهور از ميان برده‌اند ؛ در اين اوقات ، به سعى و اهتمام جناب سيادت انتساب ، عالم عامل و فقيه كامل ، المجتهد من عند اللّه ، آقا ميرزا هدايت اللّه - كه شرح احوالش در ذكر مسجد حاجى نصير الملك گذشت - جزئى از آن موقوفات را بازپس گرفته ، كه وجه آن را به مصارف بقعهء شريفه برساند . و از جمله سادات مذكوره كه به توليتش مدخليت است ، جناب مستطاب عمّدة الفضلا ، فخر الحكماء ، آقا ميرزا ابو الحسن ، ابن مرحوم ميرزا احمد ، ابن ميرزا مهدى دستغيب « 1 » است ، جناب ايشان ، جامع معقول و منقول است و حاوى فروع و اصول . وقتى فقير ، قدرى از الهيّات را به خدمتش استفاده مىنمودم . برادر كهترش ، ميرزا جلال الدّين ، محصّل فقه و اصول است و در بقعهء مطهّرهء مذكوره ، به اقامت مشغول - حفظهما اللّه تعالى - . خدّام آن آستانهء متبرّكه ، مردمانىاند به حسن عقيدت ، موصوف و به ديانت ، معروف : كربلائى محمّد اسمعيل ، مردى است معمّر و خيرانديش ؛ برادر كهترش ، كربلائى محمّد هادى ذاكر ، شخصى است صداقت كيش فرزند سعادتمندش ، حاجى شيخ محمّد ، جوانى است به عقل پير و صاحب راى و تدبير ؛ ولد ديگرش ، حاجى آقا - به خادم شهير - شهد اللّه كه تمام ، نطاق بندگى آن بزرگوار را بر ميان بسته ، از خرمن افضالش ، سنبلهء عنايتى چيده ، لقمه نانى كه رسيده ، قانع و شاكر باشند و همواره به استرمام « 2 » آن بقعهء رفيعه ، همّت گمارند و خداوندان دستگاه و صاحبان جاه را به تزيين آن بارگاه ، مرغّب و محرّك آيند . در همين سنوات ، بعض از آن خدّام را به بندر معمور بمبئى گذار افتاده بود . سركار [ 451 f ] جلالت آثار ، اكبر شاه ، خلف مرحمت‌پناه آقا خان محلّاتى را ملاقات نمود . مشار اليه ، از آنجا كه خدمت بزرگان دين مبين - خاصّه فرزندان سيّد المرسلين - را بر خود واجب و لازم مىداند ، بدان ملاقات خرسند شده ، جارى - فروزنده‌تر از خورشيد و از بلور سبز و سفيد ، - به پيشكشى آن امامزادهء واجب التّعظيم تسليم نموده ، روانهء شيراز فرمود . تتميم : روزى كه آن جار را مىخواستند در حرم مطهّر ، منصوب دارند ، اين فقير ناظر بود و يكى از اشراف كه سالها در بمبئى اعتكاف داشت ، نيز در آنجا حاضر ؛ فرمود : صاحب فرستندهء اين جار ، دو ماهى پيش از اين ، به تقريبى ، از شخص تو نامى شنود و از

--> ( 1 ) . ميرزا مهدى مزبور نيز ، پدر ميرزا اسماعيل است ، و ميرزا اسماعيل ، پدر جناب آقا ميرزا هدايت اللّه مذكور . بنابراين دو بزرگوار ابن عم مىشوند . ( 2 ) . استرمام : مرمّت خواستن و عمارت‌خواه شدن .